Wednesday, June 16, 2010

دست به دست کنید برسد به مصباح و احمدخاتمی و جنتی و ...‏

قال رسول الله: سياتي علي امتي لا يبقي من القرآن الّا رسمه، و لا من الاسلام الّا اسمه، يسمّون به و هم ابعد الناس منه، مساجدهم عامرة و هي خراب من الهدي، فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء من تحت ظلّ السماء، منهم خرجت الفتنة و اليهم تعود

.

رسول خدا فرمود: بر امتم زماني فرا مي‌رسد که از قرآن تنها خطش باقي مانده و از اسلام اسمش. خود را مسلمان مي‌نامند و دورترين مردم‌اند به اسلام. مساجدشان آباد است و از هدايت خراب، فقيهان آن زمان بدترين فقهاي زير سايه آسمان‌اند، فتنه از آنان آغاز مي‌شود و به آنان بر خواهد گشت

بیانیه 18 میر سبز

بسم ا... الرحمن الرحيم

مــنــشــور جنبش‌سبز

در اولين سال انتخابات دوره دهم رياست جمهوري با قامتي سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشيده ايستاده ايم. با مطالباتي براي نيل به آزادي، عدالت اجتماعي و تحقق حاکميت ملي و مطمئن از پيروزي به ياري حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چيزي نخواسته ايم.

“فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمکث في الارض”

اما کف به کناري رَوَد و از بين رَوَد، اما آنچه به مردم سود مىرساند در زمين مىمانَد.

از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته‌شده در انتخابات، سوال “رأي من کجاست؟” زاده‌شد و شما مردم، روشن و بي‌ابهام به شيوه‌اي مسالمت آميز در راهپيمايي تاريخي و بي‌نظير ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ اين سوال را پرقدرت و بلند فرياد زديد و جز کساني که جهل و خرافه و منفعت پرستي و دروغ، چشم و گوش آنها را بسته‌بود، در سطح ملي و جهان همه آن را شنيدند و ديدند. ولي پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجير به تن برهنه زندانيان زدن و حمله به خوابگاه‌هاي دانشجويي؟ به يقين فجايع کهريزک و آدم کشي هاي روزهاي ۲۵ و ۳۰ خرداد و عاشوراي حسيني از خاطره جمعي ملت پاک نخواهد شد و نبايد هم پاک شود که خيانت به خون شهدا و بي‌گناهان است. ما چگونه مي‌توانيم تيرهاي مستقيم به مردم و زير کردن آنها توسط ماشين پليس را از ياد ببريم.

خون‌ها و رنج‌ها اما پرده‌هاي فريب و رياي تماميت خواهان را دريدند و فساد نهادينه شده پشت پرده‌هاي قدّيس‌نمايي را نمايان کردند و اين رويدادهاي تلخ و نحوه تعامل دولتيان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجويان، روزنامه نگاران، استادان، روحانيون، کارآفرينان، بازاريان، زنان، مردان، جوانان و پيران و همه فعالين جنبش‌هاي اجتماعي و اقشار مستضعف و ميانه نشان داد که ريشه مشکلات آنها در کجاست. اينکه کشور ما بيشترين اعدام‌ها را نسبت به جمعيتش در جهان دارد، ناشي از بزهکاري گناهکاران نيست، ناشي از رخت بر بستن عدالت و مديريت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اينکه حتي مصلحت‌هاي روزمره و عاجل حکومت باعث نشده‌است که تماميت‌خواهان و دولتيان، دست از دروغ و فساد و خرافه و زير پا نهادن قانون اساسي و ساير قوانين بردارند، نشان از نفوذ عميق اين زشتي‌ها در لايه‌هاي دروني نظام دارد، گويا در اين لايه‌ها ساختي محکم براي دفاع از منافعي شکل گرفته‌است که از عايدي صدها ميليارد دلار درآمد نفتي و واردات سالانه ۷۰ ميليارد دلار کالا و سلطه بر نهادهاي پولي و مالي بدون نظارت هاي موثر نشأت مي‌گيرد.

امروز بيت‌المال در معرض يغماي يغماگران قديس‌مآب است و هنوز ملت علي‌رغم ادعاها و دستورهاي شديد از شناسايي و معرفي و محاکمه اين مفسدان چيزي نديده‌است. کجا رفت آن پرونده بزرگي که در مجلس بازشد و يک شبه در يک معاملة پاياپاي بسته‌شد؟

چه کسي جرأت دارد پرونده واگذاري‌هاي بزرگ را به بهانه اجراي اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ بازکند و پرده از اين غارت بزرگ ملي که منجر به ايجاد انحصارهاي بزرگ اقتصادي شده‌است، برکشد؟ چه کسي آن شجاعت را دارد که از فاجعة نبود کمترين نظارت مالي بر دستگاههاي نظامي و امنيتي و نهادهاي شبه دولتي که سراسر فضاي اقتصادي کشور را تحت تاثير خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال مي‌کند که آيا اين بود آن نظام اسلامي و عادلانه که در پي آن بوديم. شفافيت در مقابل ملت چه مشکلي ايجاد مي‌کرد که به پنهان‌کاري از ملت پناه برديم؟ آيا آن اصل طلايي شفافيت حکومت در مقابل ملت را از زبان پير جماران يادمان رفته‌است که مي‌گفت: “کاري نکنيد که نتوانيد به مردم توضيح دهيد.”

ياران عزيز راه سبز اميد

يک سال از پيدايش جنبش بي‌نظير سبز گذشته است و در اين مدت سبزها مسافت بسياري را در اين مسير اميد طي کرده‌اند. به برکت دل بريدن از مساعدت دولتيان و روي آوردن به خانه‌هاي خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه‌هاي اجتماعي روابط پايدار قابل اتکايي بين آحاد ملت ايجاد شده‌است و شبکه‌هاي پايدار اجتماعي در حيطه آگاهي‌هاي سياسي - اجتماعي و فرهنگي معجزه کرده‌اند. کافي‌ست تنها به توليدات هنري اين شبکه و ميزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحليل که به صورت کاملا دموکراتيک جريان دارد نگاهي انداخته‌شود. جنبش‌سبز موجي از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومي بين مردم ايجاد کرده که در تاريخ معاصر ما بي‌نظير بوده‌است.

امروز بيش از هميشة تاريخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسي ملت را مي شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انساني در نظام امنيتي – قضايي کشور آگاهي دارند و مي‌دانند تا چه اندازه تماميت خواهان در پايمال کردن ميثاق مشترک ملي به‌ويژه در زمينه حقوق اساسي مردم پيش رفته‌اند. و در عين حال علي‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همين تعامل و گفتگوي جمعي، عقلانيت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده‌است و از اين‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش‌هايي که کردند نتوانستند مردم آسيب‌ديده و کشته‌داده و حبس‌ديده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ايستادگي از طريق مسالمت‌آميز کارآمدترين اسلحه ما درمقابل گلوله‌ها و باتوم‌هاي برقي و چماقداران و قداره‌کشان‌بي‌فرهنگ و بددهان بوده‌است.

توده‌هاي ميليوني ملت بزرگ امروز مي‌بينند که چه کساني دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پيران و جوانان مي‌دوند و چه کساني با برخورداري از فرهنگي نازل، در تظاهرات و جمع‌هاي عمومي رکيک‌ترين کلمات و جملات را بر زبان مي‌آورند و مردم به جاي اينها، نماهنگ‌هاي زيبا ساخته‌اند و پوسترهاي پرمعنا به يکديگر هديه کرده‌اند و فيلم‌ها و عکس‌هاي بي‌شماري از زندگي و مبارزه مردم تهيه و پخش کرده‌اند و غصه‌ها و دردهاي خود را اينچنين جاودانه کردهاند:

طفلي به نام شادي ديري‌ست گم شده‌ست

با چشم‌هاي روشن براق

با گيسويي بلند به بالاي آرزو

هرکس از او نشاني دارد

ما را کند خبر

اين هم نشان ما

يک سو خليج فارس

سوي دگر خزرß

ياران سبز راه اميد

در آغاز سال جديد صبر و استقامت، به توصيه دوستان منشوري براي هماهنگي و همدلي بيشتر و تقويت هويت مشترک جنبش‌سبز تهيه‌شده که در ادامة اين مقدمه تقديم مي‌شود. طبيعي است که متن پيشنهادي نتواند پاسخگوي همه سليقه‌ها و مطالبات باشد. دلگرمي اين همراه کوچک براي اين معضل، راه حلي بود که تعدادي از رأي دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پيداکردند. در زنجيره سبز ميدان تجريش تا ميدان راه آهن بودند کساني که مي‌گفتند ميان بد و بدتر، بد را انتخاب مي‌کنند و اين انتخاب پيوستگي آن زنجيره محکم به‌ياد ماندني را ممکن ساخت. اصلاح واقعي از همين تميز و مسئوليت پذيري براي انتخاب اين و يا آن شروع مي‌شود. اين متن قدم اولين است و جنبش‌سبز در سير تکاملي خود انشاءا... متن کاملتر و زيباتري خواهد آفريد.

“تلک الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين”

و آن سراي آخرت را براي کساني قرار داديم که خواهان برتري‌جويي و فساد در زمين نيستند، و فرجام نيکو از آن پرهيزگاران است.

ريشه ها و اهداف

1. بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدريج سازمان‌يافته در مسير تحقق اهداف و آرمان‌هايي چون عدالت، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامي را به‌پاکردند، ظهور گرايشات تماميت خواهانه در ميان برخي از مسوولين حکومتي، نقض حقوق بنيادين شهروندان، بي‌حرمتي به کرامت انساني، سوءمديريت دولتي، افزايش فاصلة طبقاتي و محروميت‌هاي اقتصادي و اجتماعي، قانون‌گريزي بَل قانون‌ستيزي برخي مجريان قانون، ناديده‌گرفتن منافع ملي و ماجراجويي‌هاي عوامفريبانه در تعاملات بين‌المللي، فراموشي تدريجي و دردناک اخلاق و معنويت براي قدرت عواملي‌است که به نضج‌گيري نگرش‌هاي اعتراضي در ميان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ايران در سال‌هاي اخير انجاميد که بروز بارز و نيرومند آن در جنبش‌سبز مردم ايران پس از انتخابات دهم رياست جمهوري در سال ۱۳۸۸ جلوه‌کرد.

2. جنبش سبز با پايبندي به اصول و ارزشهاي بنيادين انساني، اخلاقي و ديني و ايراني، خود را پالايش‌گر و اصلاح‌گر روند طي شده در نظام جمهوري اسلامي ايران در سال‌هاي پس از انقلاب مي‌داند و بر اين اساس حرکت در چارچوب قانون اساسي و احترام به نظر و راي مردم را وجه همت خويش قرار خواهدداد.

3. جنبش‌سبز حرکتي در تداوم تلاش مردم ايران براي دستيابي به آزادي و عدالت اجتماعي و تحقق حاکميت ملي است که پيش از اين در برهه‌هايي چون انقلاب مشروطيت، جنبش ملي شدن نفت و انقلاب اسلامي خود را جلوه‌گر ساخته‌است.

4. بازخواني تجربه معاصر در تلاش براي تحقق اهداف والاي اجتماعي مردم ايران نشان مي‌دهد که تنها از طريق تقويت جامعة مدني، گسترش فضاي گفتگوي اجتماعي، ارتقاءسطح آگاهي و جريان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل‌ها و همچنين زمينه‌پردازي براي فعاليت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعي - سياسي وفادار به منافع ملي در چارچوب تحول خواهي و ايجاد تغيير در وضعيت موجود مي‌توان اهداف جنبش‌سبز را عملي‌کرد و اين امر مستلزم توافق و تاکيد بر اصول حداقلي و مطالبات مشترک و ايجاد تعامل و هماهنگي ميان همة نيروهايي است که علي‌رغم داشتن هويت مستقل با پذيرش تکثر در درون جنبش، زير چتر فراگير جنبش درکنار يکديگر قرارمي‌گيرند.

راهکارهاي بنيادين

1. جنبش‌سبز، يک حرکت اجتماعي فراگير است که هرگز خود را مبري از خطا نمي‌انگارد و با نفي هرگونه مطلق‌نگري شرک‌آلود، بر گسترش فضاي نقد و گفتگو در درون و بيرون جنبش تاکيددارد. ديده‌باني سير حرکت و تحول جنبش از سوي همة فعالان و به‌خصوص صاحبان انديشه و عمل، امري حياتي‌ست که مي‌تواند جنبش را از لغزش به ورطة تماميت‌خواهي و فساد بر حذر دارد.

2. در نگاه فعالان جنبش‌سبز، مردم ايران همه خواهان ايراني آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش‌سبز موافق تکثر و مخالف انحصارطلبي است. در نتيجه، دشمني و کينه‌توزي با بدنه اجتماعي هيچ بخشي از جامعه جايي در جنبش ندارد. تلاش براي گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضايي سالم و آگاهي‌بخشي دربارة اهداف و اصول جنبش وظيفة همه افرادي است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش‌سبز مي‌انگارند. ما همه ايراني هستيم و ايران متعلق به همة ماست.

3. گسترش و فعال‌سازي شبکه‌هاي اجتماعي (واقعي و مجازي) و تعميق فضاي گفتگو بر سر اهداف و بنيان‌هاي هويتي جنبش از جمله راهکارهاي محوري است که مستلزم توجه ويژة کلية فعالان سبز است.

4. جنبش سبز در عين تاکيد مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندي با نيروهاي غيرملي وخارجي، در جستجوي راهي منزوي همراه با دگرستيزي نبوده و اسير گرايشات تعصب‌آلود نمي‌شود. عدالت، آزادي، استقلال، کرامت انساني و معنويت ارزشهاي جهاني هستند و تجربه آموزي از ملتهايي که براي دستيابي به اين ارزشها تلاش کرده‌اند و همچنين استقبال از نقد و نظر مشفقانه همة آزدي‌خواهان و صلح‌طلباني که براي رهايي نوع بشر و کرامت انسانها تلاش مي‌کنند از ديگر راه‌کارهاي جنبش است.

هويت سبز

گنجينة ايراني- اسلامي:

1. جنبش‌سبز با پذيرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دين رحماني سرشار از رحمت، شفقت، معنويت، اخلاق و تکريم انسان تاکيد دارد و راه تقويت ارزش‌هاي ديني در جامعه را تحکيم وجه اخلاقي و رحماني دين مبين اسلام و نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌داند. ايجاد پيوند ميان ميراث ايراني- اسلامي و شوق به توسعه و پيشرفت در جامعه، پرهيز از اکراه مردم به تقيد به مرام، مسلک و روية خاص و همچنين مبارزه با استفاده ابزاري از دين و حفظ استقلال نهادهاي ديني و روحاني از حکومت تنها راه حفظ جايگاه والاي دين و تداوم نقش برجستة آن در جامعة ايران است که بعنوان يکي از اصول بنيادين جنبش‌سبز در سرلوحة امور جاي مي‌گيرند.

2. رمز بقاي تمدن ايراني- اسلامي همانا همزيستي و همگرايي ارزش‌هاي ديني و ملي در طول تاريخ اين سرزمين است. در اين راستا، جنبش‌سبز بر حفظ و تقويت ارزشهاي والاي فرهنگ ايراني و سرمايه‌هاي غني انباشته شده در رسوم و مناسبت‌هاي ملي تاکيد مي‌ورزد و در اين راه تقدس‌زدايي ‌از تعصبات نابجا و آگاهي‌بخشي درباره ويژگي‌هاي هويت‌آفرين آيين‌هاي ملي و مذهبي را وجه همت خويش قرار مي‌دهد.

3. ملت ايران در تاريخ مبارزات خويش براي کسب آزادي و استقلال، بارها خودباوري و اتحاد بر سر اصول را به نمايش گذاشته‌است. جنبش‌سبز ملت ايران با اتکا به اين ميراث گرانبها و با تکيه بر خرد جمعي و نفي هرگونه خودمداري و خودخواهي در تلاش براي تحقق اهداف خويش، دستيابي به اجماع آگاهانه بر خصيصه‌هاي هويت‌آفرين و کنار گذاشتن عناصر تشتت‌زا را مورد نظر دارد و اين امر را تنها با اتکا به عقلانيتي ميسر مي‌داند که حاصل جمع خردهاي مختلف و مبتني بر نظام عقلانيت توحيدي باشد.

4. جنبش‌سبز جنبشي ايراني- اسلامي است که در جستجوي دستيابي به ايراني آباد، آزاد و پيشرفته است. بر اين اساس، هر فرد ايراني که توسل به خرد جمعي توحيدي را به عنوان مبناي تلاش براي ايجاد فرداي بهتر براي ميهن خويش بپذيرد در زمره فعالان جنبش‌سبز به شمار مي‌آيد. جنبش‌سبز “ايران را متعلق به همه ايرانيان مي‌داند”.

حق حاکميت مردم:

1. حاکميت مردم بر سرنوشت خويش از جملة اصول خدشه‌ناپذير جنبش‌سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترين شيوة تحقق اين اصل مدنظر اين جنبش قرار مي‌گيرد. براين اساس، جنبش‌سبز تلاش‌هاي خود براي صيانت از آراي مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتي آزاد، رقابتي، غيرگزينشي و منصفانه که شفافيت و سلامت آن کاملاً قابل تضمين باشد، ادامه خواهدداد. راي و خواست مردم منشا مشروعيت قدرت سياسي است و جنبش‌سبز اعمال هر گونه صلاحيت خودسرانه و گزينشي تحت عنوان نظارت استصوابي را مغاير با قانون اساسي، حق تعيين سرنوشت مردم و حقوق بنيادين آنها دانسته و با آن مبارزه‌مي‌کند.

2. دستيابي به اهدافي چون آزادي و عدالت تنها بر پايه توجه به منافع ملي و حفظ استقلال ميسر است. جنبش‌سبز با آگاهي از اين امر، نسبت به هر اقدامي که برخلاف منافع ملي و ناقض اصل استقلال باشد، مبارزه مي‌کند و اين مسئله را در زمرة موازين محوري خويش مي‌داند.

ارزش‌هاي جنبش‌سبز

کرامت انسانها و پرهيز از خشونت

1. نخستين ارزش اجتماعي مدنظر جنبش‌سبز دفاع از کرامت انساني وحقوق بنيادين بشر فارغ از ايدئولوژي، مذهب، جنسيت، قوميت و موقعيت‌اجتماعي‌است. استقرار و تضمين موازين حقوق بشر بعنوان يکي از مهمترين دستاوردهاي بشري و حاصل خرد جمعي همه انسانها مورد تاييد و تاکيد جنبش‌سبز است. اين حقوق خدادادي است و هيج فرمانروا، دولت، مجلس يا قدرتي نمي‌تواند آنها را لغو يا به صورت ناموجه و خودسرانه محدودکند. تحقق اين امر مستلزم احترام به اصولي چون برابري، مدارا، گفتگو، حل مسالمت‌آميز مناقشات و صلح‌طلبي‌است که خود در پرتو ايجاد زمينه‌هاي لازم براي فعاليت آزاد رسانه‌هاي مستقل، جلوگيري از سانسور، دسترسي آزاد به اطلاعات، گسترش و تعميق جامعة مدني، احترام به حريم خصوصي افراد، فعاليت آزادانه شبکه‌هاي اجتماعي غيردولتي و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعيض ميان شهروندان امکان‌پذير‌است.

2. جنبش‌سبز يک جنبش مدني است که پرهيز از خشونت و حرکت در چارچوب موازين مبارزه مدني را سرلوحة خويش قرار مي‌دهد. اين جنبش با اعتقاد به اينکه “مردم” تنها قرباني خشونت در هر زمينه‌اي خواهندبود، گفتگو، مبارزة مسالمت‌آميز و توسل به راهکارهاي غير خشونت‌آميز را ارزشي خدشه‌ناپذير مي‌داند. جنبش‌سبز با توجه به شرايط و مقتضيات، از کلية ظرفيت‌هاي مبارزة مسالمت‌آميز استفاده خواهدکرد.

عدالت، آزادي و برابري

3. عدالت، جايگاه والايي در ميان ارزش‌ها و آرمان‌هاي جنبش‌سبز به خود اختصاص مي‌دهد. توزيع عادلانة امکانات، چه در بُعد اقتصادي، سياسي، اجتماعي و چه در ابعاد ديگر حيات انساني از جمله اهداف خدشه‌ناپذير جنبش‌سبز‌است، که لازم‌است براي دستيابي به آن، تمامي تلاش‌هاي ممکن انجام شود. گسترش عدالت در جامعه تنها درصورتي امکان‌پذير است که نظام حاکم بر کشور (در عرصة داخلي و خارجي) کاملاً مستقل و فارغ از وابستگي به نهادها و قدرت‌هاي سياسي، طبقاتي و اقتصادي عمل کند و بتواند توسعة اقتصادي و ترقي کشور را به‌نحوي که رفاه و عدالت اجتماعي براي همة مردم ايران فراهم شود، تضمين کند.

4. جنبش‌سبز با عنايت به لزوم تامين خواست‌ها و مطالبات بحق تمامي اقشار و طبقات اجتماع، بر پيوند با اقشار متوسط و کم‌درآمد اجتماع (که در برابر فشارهاي اجتماعي - سياسي ضعيف‌تر هستند) تاکيد دارد. اين جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسي، با سلب حقوق اساسي مردم به‌نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور مخالف‌است و با تاکيد بر استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي، يگانه راه حفظ منافع ملي و دفاع از مرزهاي ميهن را “حاکميت مردم بر سرنوشت خويش” در تمامي ابعاد مي‌داند.

5. برقراري آزادي و برابري از اهداف انکارناپذير انقلاب اسلامي‌است که جنبش‌سبز نيز بر ضرورت دستيابي به آن تاکيد دارد. نفي هرگونه انحصار فکري، رسانه‌اي و سياسي و همچنين مبارزه با حذف فيزيکي هر انديشه و ديدگاه در سرلوحه اهداف جنبش‌سبز قرار دارد. ضروري است در اين جهت، براي رهايي مردم از هرگونه سلطه سياسي (استبداد و انحصار طلبي)، اجتماعي (تبعيض و نابرابري هاي اجتماعي) و فرهنگي (وابستگي و تقيد فکري) تلاش شود. جنبش‌سبز بر حمايت از حقوق زنان، نفي هرگونه تبعيض جنسيتي و حمايت از حقوق اقليتها و اقوام تاکيد ويژه دارد.

6. جنبش‌سبز بر اين باور است که امنيت تنها امنيت دولت نيست، امنيت انساني تک تک شهروندان ايراني‌است. امنيت براي آحاد مردم بايد برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نياز، تحت حمايت قانون زندگي کنند. مداخله نيروهاي نظامي و انتظامي در امور سياسي، هر گونه دخالت افراد غيرمسئول در امور انتظامي و سلطة نيروهاي امنيتي و انتظامي بر مقامات قضايي مخل امنيت دولت و ملت است. استقلال قوة قضاييه، عدم مداخلة نيروهاي نظامي در امور سياسي و اقتصادي و برخورد با سازمان‌دهندگان و اعضاء گروه‌هاي موسوم به لباس شخصي از خواستهاي جدي جنبش‌سبز است.

7. اجراي تمامي اصول قانون اساسي و به ويژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجديدناپذير و حتمي جنبش‌سبز است.

8. آزادي زندانيان سياسي، رفع محدوديت‌هاي غيرقانوني و نگاه امنيتي عليه فعاليت احزاب و گروه‌ها و جنبش‌هاي اجتماعي چون جنبش زنان، جنبش دانشجويي، جنبش‌هاي کارگري، جنبش‌هاي اجتماعي و امثال آن، و همچنين محاکمة عادلانة آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتيجه انتخابات، و افشاء و محاکمة نظريه‌پردازان و حاميان خشونت در لايه‌هاي مختلف حکومت از راهکارهاي روشني است که در اين زمينه بايد مورد توجه قرارگيرد.

اخلاق‌مداري و احترام به خلاقيت‌هاي فردي و اجتماعي

1. با کمال تاسف بايد اذعان کرد که اتخاذ سياست‌هاي نادرست سياسي، اجتماعي، اقتصادي از سوي حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرماية اجتماعي در جامعه منجر شده‌است. جنبش‌سبز با تاکيد بر ضرورت احياي اخلاق به مثابه فصل مشترک و پيوند دهندة حيات اجتماعي مردم ايران، در مبارزات خود براي اجراي حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقي پايبند خواهدبود.

2. جنبش‌سبز را نه مي‌توان يک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه‌اي از افراد سازمان نايافته و بي‌هدف. مرور تجربة تاريخي مردم ايران نشان‌مي‌دهد که آنها همواره و در بزنگاههاي تاريخي، هوشياري، توانايي و درک والاي خويش را به منصة ظهور رسانده‌اند و با تکيه بر قواي خلاقة خويش، راه را براي دستيابي به اهداف خود هموار ساخته‌اند. جنبش‌سبز بر پاية اصول و مبادي بنيادين خود، با تکيه بر شبکه‌هاي اجتماعي، بر فهم، انديشه و نوآوري‌هاي مدني ملت ايران تکيه دارد و دستيابي به آرمان‌هايي چون عدالت و آزادي را به شکوفايي اين خلاقيت‌ها منوط مي‌داند. شعار “هر ايراني، يک ستاد” اينک مي تواند به شعار “هر ايراني، يک جنبش” تبديل شود.

قانون‌گرايي و مذاکره

1. جنبش‌سبز با پيگيري اهداف و آرمان‌هاي هميشگي انقلاب اسلامي و با اتکا به بازخواني انتقادي تحولات صورت‌گرفته پس از انقلاب (به‌خصوص در عرصة روابط ملت و دولت) برپاية ميثاق مشترک مردم ايران يعني قانون اساسي، در پي دستيابي به آينده‌اي روشن براي ملت ايران است.

2. در اين راستا، “اجراي بدون تنازل قانون اساسي” راهکار اصلي و بنيادين جنبش‌سبز است. اين جنبش بر اين باوراست که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهاي مختلف به رعايت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعيت و جايگاه، مي‌توان از بحران‌هاي مختلفي که دامن‌گير شده‌است، رهايي يافت و در راه ترقي و توسعه ميهن گام‌برداشت. جنبش‌سبز درعينحال، کاملا توجهدارد که قانونگرايي به معناي استفادة ابزاري از قانون توسط حاکمان نيست. بايد شرايطي فراهم آورد تا قانون وسيله اعمال خشونتهاي ناروا و موهن، نقض حقوق بنيادين شهروندان قرار نگيرد و خشونت، بيعدالتي و تبعيض قانوني نشود.

3. قوانين کشوري و از جمله قانون اساسي متوني هميشگي و تغيير ناپذير نيستند. هر ملتي اين حق را داراست که با تصحيح سير حرکتي خويش، به اصلاح در قوانين جاري اقدامکند. اما بايد توجه داشت که تنها تغيير و اصلاحي در قانون اساسي مورد پذيرشاست که در فرايند مذاکره و گفتگوي اجتماعي و با مشارکت همه اقشار و گروههاي اجتماعي و با پرهيز از تصلب و انحصارگرايي و زورگويي صورت پذيرد.

4. گسترش جامعةمدني و تقويت حوزة عمومي در زمرة اصول اساسي جنبش‌سبز است. اين جنبش بر اين باور است که حفظ منافع ملي و دستيابي به اهداف انقلاب اسلامي و همچنين کاستن از تبعات ناخوشايند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو ميان نمايندگان گروه‌هاي مختلف فکري و سياسي است و در اين راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوي شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعي استقبال ميکند.

5. اين جنبش خواهان قدرت بخشي به اقتصاد کشور در صحنة بين‌المللي و سرمايهگذاري و افزايش قدرت خريد مردم ايران است. جنبش‌سبز خواهان سياستخارجي عقلاني و عزتمند مبتني بر تعامل شفاف و سازنده با دنيا و طرد ديپلماسي ماجراجويانه و عوام فريبانه و ارتقاء شأن ملت بزرگ و تاريخي ايران در جهان است.

همراه کوچک جنبش‌سبز

ميرحسين موسوي

_______________

ß استاد شفيعي کدکني

Friday, June 11, 2010

خواب سنگین


دلم مي‌گيرد

گريه مي‌کنم

اشک تمام مي‌شود

هق هق مي‌کنم

نفس تمام مي‌شود

مي‌افتم

بي حس

خيره

در فکر حرفي که بايد مي‌زدم و نزدم

در فکر دستي که بايد مي‌گرفتم و نگرفتم

در فکر لحظه‌هايي که سوخت

چشمانم بسته مي‌شود

سنگين است، خوابم را مي‌گويم

خسته‌ام

از همه کارهايي که هنوز نکرده‌ام

خسته‌ام

خسته‌ام

بیست و دوم خرداد نمی آییم

میرحسین موسوی و مهدی کروبی امروز و پس از گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب درباره جلسه با وزارت کشور بیانیه مهمی را صادرکردند. به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

مردم آگاه و هوشیار ایران

حضور و مشارکت آگاهانه و مسئولانه شما در پای صندوق های اخذ رأی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته و بهره گیری گسترده از حق رأی برای تعیین سرنوشت توسط یکایک شما، حرکتی عظیم و حماسه جاودانه بود که می رفت مسیر آینده کشور را از سرازیری مخوفی که گرفتار آن بود و امروز آشکارتر شده است به سمت افق های روشن و قلّه های افتخار که شایسته ملّت بزرگ ایران است برگرداند که متاسفانه دستان نا پاک در آراء پاک شما دست برده و نتیجه به گونه ای اعلام شد که موجب حیرت همگانی گردید و اعتراضات یک پارچه شما مردم آگاه در جهت احقاق حق از دست رفته را برانگیخت ولیکن صد افسوس راهپیمایی و حضور مسالمت آمیز شما به جای آنکه مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد سرکوب شد و شما ملت همیشه سربلند هزینه های بسیاری را در طی یک سال گذشته برای احقاق حق به یغما رفته خود پرداخته اید. راهپیمایی بزرگ و فراموش نشدنی شما در ۲۵ خرداد سال گذشته سند حقانیتی است که گذشت زمان نیز نخواهد توانست از اعتبار آن بکاهد. انتظارات به حق شما مردم عزیز ما را بر آن داشت که جهت پاسداشت آن حماسه به یغما رفته و پیگیری مطالبات به حق ملّتی سرافراز که علیرغم همۀ سرکوب ها دست از روش مسالمت آمیز بر نداشته و امیدوارانه آینده روشن را برای کشور خود و فرزندان خود طلب می کنند برای سالگرد روز فراموش نشدنی ۲۲ خرداد در حماسه ملی در انتخابات تقاضای برگزاری راهپیمایی بنمائیم. ما نیز طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر حق بی چون و چرای ملت در تظاهرات و اعتراض صراحت دارد و با هدف جلوگیری از بروز تنش و گرفتن بهانه از دست سرکوبگران و تأمین امنیت انتظامی ملت، درخواست برگزاری تجمع و راهپیمایی در سالروز حماسه ۲۲ خرداد از میدان امام حسین تا میدان آزادی را در موقع مقتضی تسلیم استانداری تهران و وزارت کشور نموده که متاسفانه با بهانه تراشی های متعدد این درخواست بی پاسخ مانده است.

لذا تعدادی از احزاب و گروههای اصلاح طلب جهت رفع بهانه جوئی ها درخواست مشابهی را به وزارت کشور ارائه دادند که سیر آن و پاسخ نهائی وزارت کشور به این درخواست در نامۀ اخیر نمایندگان و احزاب اصلاح طلب آمده است و آنان اعلام کرده اند امیدی به اخذ مجوز از این دولت ندارند.

اکنون در حالی که ۴۸ ساعت به زمان پیش بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است با عنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می داریم راهپیمایی پیش بینی شده برگزار نخواهد شد. بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم، از مردم و معترضان می خواهیم خواسته و مطالبات به حق خود را از مجاری کم هزینه تر و موثرتری دنبال کنند.

این خودفریبی و ساده انگاری است که تصور شود با تهدید و تحقیر و دروغ در توپخانه هایتان توانسته اید حرکت اعتراضی مردم را منکوب و سرکوب کنید. علیرغم ادعاهای کرکننده رسانه به اصطلاح ملی صدا و سیما و مطبوعات حامی دولت مبنی بر تحلیل رفتن نیروهای جنبش اعتراضی مردم ایران، خود دست اندکاران و سیاستگذاران بیش از هر کس به این نکته واقفند که جنبش زنده است و افتخار واقعی از آن کسانی ست که علیرغم همه تهدیدها و مخاطرات، نا امنی ها، علم به عواقب احتمالی مالی و جانی هنوز از اعتراض بحقشان دست نکشیده اند و حتّی یک اعلام حضور کوچکشان، وحشت بر سرتاپای سرکوبگران می اندازد و لشگرکشی همه جانبه انتظامی و امنیتی را به دنبال می آورد.

و این رسم دولتی نامشروع است که جز به موافقان خود مجوز راهپیمایی نمی دهد با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنار و همراه شما خواهیم بود.


والسلام علی من اتبع الهدی

مهدی کروبی و میرحسین موسوی

20/03/1389